حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
541
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
او حسن بن يحيى حمودى حكومت يافت و بسال 434 بمرد آنگاه بربران ادريس دوم را خليفه كردند و لقب او عالى شد ، وى مردى نيكنفس بود و صدقه فراوان ميداد همه تبعيديان را به وطن آورد و املاكشان را باز داد . مردى ادبدوست بود و شعر نيكو ميسرود ، اما سياست ملكدارى نداشت و با مردم شرور ملايمت كرد و قلعهها را بايشان سپرد و هم وزير خويش موسى بن عفان را به آنها تسليم كرد كه خونش را بريختند و يارانش از اينهمه بىتدبيرى بشوريدند و او را از خلافت برداشتند و با محمد اول بيعت كردند ( 438 - 444 ) و لقبش مهدى شد وى مردى شجاع بود و بربران از او بيمناك بودند از اينرو وى را از خلافت برداشتند و ادريس بن يحيى را گذاشتند ( 444 - 445 ) و لقبش موفق شد . ابن اثير گويد : " در آخر دوران بنى حمود كارها آشفته شد تا آنجا كه در يك وقت چهار كس از خاندان حمودى در منطقهاى كه وسعت آن بيش از سى فرسخ نبود عنوان خلافت داشتند . " بسال 446 محمد بن ادريس ثانى بخلافت رسيد و لقبش مستعلى شد اما قدرتى نداشت و سه سال دوران وى همه فتنه بود وى آخرين كس از حموديان بود كه حكومت يافت بسال 449 باديس بن حبوس مالقه را بگرفت و محمد را برداشت و او به افريقيه رفت و بسال 460 در آنجا بمرد . مقرى گويد : " دولت حموديان كه دعوى خلافت داشتند از آندلس برافتاد و دولت امويان نيز از زمين منقرض شد و اميران بربر و عرب و غلامان هر يك در ناحيه - اى فرمانروا شدند " آشفتگى كار آندلس و حكومت ملوك الطوائف راه نفوذ مسيحيان شمال را بگشود كار رقابت اميران مسلمان بدانجا رسيده بود كه بر ضد يكديگر از مسيحيان كمك مىخواستند و الفونس چهارم حاكم كاستيل چنان نيرومند شد كه از اميران مسلمان باج ميگرفت اما